عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
358
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
و از اين نقطه به خط شرقى مايل به جنوب به مزرعهء شهكهان مىرود [ 386 ] و از پشتسر تا شهكهان سه فرسخ و راهش سراشيب و جزئى سنگلاخ [ است ] و همين كه راه نصف شود چشمه [ اى ] در يسار راه به فاصلهء ده پانزده قدم واقع و آبش زياد و گواراست و از آنجا يك فرسخ و نيم گذشته به شهكهان مىرسد و در اين خوردهراه ديگر آب و آبادى نيست . و اطراف راه در اين سه فرسخ اقسام علوفه بسيار و شكار كوهى و كبك و تيهو زياد است . شهكهان 689 شهكهان - مزرعهاى است در ميان كوههاى سخت بلند واقع و طرف يسار آن همان كوه مسك سابق الذكر است كه دنبالهء آن در حوالى درابسر منتهى مىشود و مزرعهء مزبوره متعلق است به رعيت جمعى سالار كامران و آبش از گدارى كه در وسط راه شهكهان و درابسر واقع است جارى [ مىشود ] و مزرعهء مزبوره داراى ده خروار محصول شتوى و صيفى و دو هزار نخيلات و سى خانوار رعيت [ و ] جمع سالار كامران است . مسكوكان 690 و در يسار شهكهان به فاصلهء دو فرسخ مزرعهاى است موسوم به مسكوكان و آب آن از فاضل آب رود شهكهان و متعلق است به رعيت سالار كامران . و محصولش شتويا صيفيا قريب شش خروار و نخيلاتش دو هزار و خلقش سى خانوار است . و در اين اطراف هم اقسام علوفه و شكار فراوان و هواى اين نقطه مشابه است با كهنوج سعيد خان . گداربونك - تنگسهران 691 از شهكهان خطى به وسط جنوب و شرق سير كرده و به درابسر مىرود و راهش سنگلاخ سخت و صعب العبور است بهطورى كه توپ را نمىتوان سير داد و همينكه يك فرسخ بگذرد راه رو به فراز مىرود و به گدارى مىرسد كه آن را گدار بونك « 1 » مىنامند و دو شعبه آب از دو طرف آن جارى است و يكى به شهكهان
--> ( 1 ) - اصل : يونك ، جغ : بنك ( شايد ) . در سه صفحه بعد بونك دارد .